باسمه تعالی
تروری که هفته پیش به وقوع پیوست، هرچند موجب تألم و تأثر خاطر ملت ایران گشت، اما رخداد تازه و بیسابقهای نبود. در طول انقلاب ما از این دست برخوردهای فیزیکی و امنیتی کم نبوده است و در طول سالیان مختلف، هزینه های این چنینی را بسیار بر نظام ما بسیار وارد کردهاند. در هر دوره زمانی، چنین برخوردهایی اهداف خاصی را دنبال نموده و امروز نیز مقاصد هستهای و نظامی در قالب هدف آنها جای گرفته است؛ اما هیچگاه نباید این نکته را از یاد برد که اهداف و برنامههای جمهوری اسلامی قائم بر فرد نبوده و پشتوانه آنها یک ملت است.
ترور شهید احمدی روشن، چند نکته مهم و عمده را روشن میسازد. نخست اینکه برنامه هستهای و تحقیقات و عملکردهای آن بسیار پویا و فعال بوده و همین موجب شده است که قدرتهای معلومالحال دنیا به اعمال خشونت آمیز و حذف فیزیکی در جهت کندسازی و یا غیرفعال کردن این برنامهها روی آورند. همچنین ماهیت ترس و هراسی که این قدرتها از شکوفایی هرچه بیشتر برنامههای هستهای ایران دارند، چنین ظنی را تقویت میکند. کما اینکه در دفعات متعدد به این مسأله و رویکرد خویش مبنی بر عملکرد هستهای ایران معترف بودهاند. از سوی دیگر، ترورهای اخیر که هدفگیری آنها دو جوان دانشمند ایرانی بوده است، این نکته را روشن میسازد که توانایی هستهای و دانش مربوط به آن، در بین تمامی نسلهای کشورمان جریان یافته تا جایی که علاوه بر اساتید با سابقه این حوزه، جوانان نیز به عنوان مهرههای اصلی و کلیدی مطرح میشوند. علاوه بر نکات فوق جهتگیریهای خاص و یا مواضع سکوتآمیز برخی دولتهای غربی است که رضایت نسبی در قبال چنین برنامههای شوم و فتنهانگیزی را تبیین میکند. باید دانست که سکوت و موضعگیریهای مبهم آنها در قبال چنین برخوردهایی، بیدلیل نیست.
مختصات فعلی فعالیتهای هستهای ما روشن است و ابعاد گستردهی آن باید به دقت مدیریت گردد؛ به ویژه ابعاد امنیتی و اطلاعاتی آن که سهم مهمی در پیشبرد بهینه و بیحاشیهی برنامهها خواهد داشت. هوشیاری بیشتر و دقیقتر توسط سرویسهای انتظامی و اطلاعاتی کشور، مطلب مهمی است که خواستهی آحاد ملت ایران بوده و خواهد بود. یاد و خاطر شهید احمدی روشن و شهیدان علیمحمدی، شهریاری و رضایینژاد در خاطره این ملت جاودان است و مسیر رهیافتن به قلههای سعادت با چنین خونهایی هموارتر میگردد. /