* اخبار ,گزارش‌هاو مقاله های اقتصادی خود را برای درج در سایت صبا ایران در قسمت تماس با ما ارسال نمایید*      
کد خبر: ۱۳۸۸۲۲
تاریخ انتشار: ۲۱ آبان ۱۳۹۸ - ۱۷:۳۰
 
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
تاریخدانان ایرانی پاسخ می‌دهند؛
آمار تلفات جنگ جهانی اول به دقت آمار تلفات جنگ جهانی دوم ثبت نشده است. در اینکه تقریبا ۱۰ میلیون سرباز در طول جنگ کشته شدند، بین مورخین اجماع وجود دارد ولی راجع به تعداد قربانیان غیر نظامی جنگ، اختلاف قابل توجهی بین ارقام ذکر شده از سوی مورخین دیده می‌شود.

آیا مرگ ۱۰ میلیون ایرانی در قحطی بزرگ جنگ جهانی اول صحت دارد؟

صد و یک سال پیش و دقیقا یازدهم نوامبر ۱۹۱۸، روزی بود که متفقین با امپراتوری آلمان پیمان آتش‌بس امضا کردند و جنگ بزرگ عملاً به پایان رسید. هر چند که پایان رسمی جنگ جهانی اول، با امضای پیمان ورسای در ۲۸ ژوئن ۱۹۱۹ رقم خورد.

از ۲۸ ژوئیه ۱۹۱۴ که جنگ جهانی اول آغاز شد، تا ۱۱ نوامبر ۱۹۱۸، تمام کشورهای اروپایی به غیر از سوئیس و اسپانیا و هلند و کشورهای اسکاندیناوی وارد جنگ شدند.

امپراتوری آلمان با متحدینش (امپراتوری اتریش-مجارستان، امپراتوری عثمانی و بلغارستان) چهار کشوری بودند که «متحدین» را تشکیل می‌دادند، امپراتوری روسیه و بریتانیا و فرانسه و صربستان و ایتالیا و ژاپن و رومانی و آمریکا نیز کشورهای اصلی جبهه «متفقین» بودند. روسیه البته تا نوامبر ۱۹۱۷ در جنگ حضور داشت. با انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ و به قدرت رسیدن کمونیست‌ها، در روسیه کشتی‌بان را سیاستی دگر آمد و این کشور از جنگ خارج شد. آمریکا نیز از اوت ۱۹۱۷ وارد جنگ شد.

ایتالیا و ژاپن که در جنگ جهانی دوم متحد آلمان بودند، در جنگ اول در جناح متفقین حضور داشتند. نارضایتی این دو کشور از تقسیم غنائم در پایان جنگ جهانی اول را دلیل پیوستن آن‌ها به آلمان در جنگ جهانی دوم می‌دانند.

در جنگ جهانی اول چند نفر کشته شدند؟

آمار تلفات جنگ جهانی اول به دقت آمار تلفات جنگ جهانی دوم ثبت نشده است. در اینکه تقریبا ۱۰ میلیون سرباز در طول جنگ کشته شدند، بین مورخین اجماع وجود دارد ولی راجع به تعداد قربانیان غیر نظامی جنگ، اختلاف قابل توجهی بین ارقام ذکر شده از سوی مورخین دیده می‌شود. منظور از قربانیان غیرنظامی، کسانی است که در جنگ جهانی اول کشته شدند یا در اثر عوارض جنگ مردند؛ عوارضی مثل بیماری‌های مهلک واگیردار و یا قحطی. این افراد قربانیان مستقیم یا غیر مستقیم جنگ به شمار می‌روند.

در بین بیماری‌های مهلک، آنفولانزای اسپانیایی قاتل بزرگ مردم عادی و همین طور نظامیانی بود که در حاشیه یا مرکز جنگ قرار داشتند. قحطی نیز در بسیاری کشورها، نقش مهمی در افزایش تلفات جنگ جهانی اول ایفا کرد. در بسیاری از منابع تاریخی، رقم تلفات غیر نظامی جنگ جهانی اول، حداقل ۶ میلیون نفر ثبت شده است. این رقم مربوط به کشورهایی است که وارد جنگ شده بودند. اما کل تلفات غیر نظامی جنگ جهانی اول را حدود ۱۳ میلیون نفر برآورد کرده‌اند. اینکه تلفات غیر نظامی کشورهای درگیر جنگ ۶ میلیون نفر بوده باشد ولی کشورهایی که در حاشیه جنگ قرار داشتند، تلفات نظامی‌شان ۷ میلیون نفر بوده باشد، کمی عجیب به نظر می‌رسد ولی نباید فراموش کنیم که بسیاری از کشورهای درگیر جنگ، تقریباً تلفات غیرنظامی نداشتند.

کشورهایی مثل ژاپن، پرتغال، مونته‌نگرو، آمریکا، استرالیا و نیوزیلند فقط تلفات نظامی داشتند و شهروندانشان در معرض ترکش‌های جنگ قرار نگرفتند. درباره آمار سربازان مفقودشده در جنگ جهانی اول نیز رقم دقیقی نمی‌توان ذکر کرد ولی برخی از منابع، تعداد این سربازان را تا ۷ میلیون نفر نیز ذکر کرده‌اند. با این حساب، به نظر می‌رسد که کل تلفات جنگ جهانی اول حداقل ۲۰ میلیون نفر و حداکثر ۳۰ میلیون نفر بوده باشد.

اطلاعات ناکافی درباره تعداد دقیق تلفات غیر نظامی و نیز مفقودشدگان نظامی (و غیر نظامی) در مجموع باعث شده است که در بسیاری از متون تاریخی، تلفات جنگ جهانی اول ۲۵ میلیون نفر ثبت شده باشد. یعنی رقمی مابین ۲۰ تا ۳۰ میلیون نفر. اما با توجه به اینکه بیشترین تلفات قاعدتاً در میادین جنگ بوده، و تعداد سربازان کشته شده در جنگ نیز ۱۰ میلیون نفر بوده است، اگر تلفات ۶ میلیونی کشورهایی را که مستقیماً در جنگ شرکت داشتند، به رقم ۱۰ میلیون اضافه کنیم، رقم سنجیده‌تر و محتاطانه‌تر کل تلفات جنگ جهانی اول، احتمالا باید بین ۲۰ تا ۲۵ میلیون نفر، و به احتمال بیشتر، کمی بیش از ۲۰ میلیون نفر در نظر گرفته شود.

آیا مرگ ۱۰ میلیون ایرانی در قحطی بزرگ جنگ جهانی اول صحت دارد؟

در ایران چند نفر مردند؟ یک میلیون یا هشت میلیون نفر؟

درباره تعداد تلفات یا قربانیان غیر نظامی ایران در جریان جنگ جهانی اول، ارقام متفاوتی ذکر شده است. از یک میلیون نفر تا بیش از هشت میلیون نفر. محمدقلی مجد، مورخ ایرانی ساکن آمریکا، در کتاب «قحطی بزرگ و نسل کشی ایرانیان در فاصله سالهای ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹»، تعداد ایرانیان قربانی جنگ جهانی اول را بیش از هشت میلیون نفر برشمرده است. آقای مجد جمعیت ایران را در زمان آغاز جنگ، ۱۸ تا ۲۰ میلیون نفر تخمین زده و مدعی است که حداقل ۴۰ درصد از مردم ایران در اثر قحطی و بیماری‌های ناشی از جنگ جهانی اول مردند.

سال‌ها پیش از محمدقلی مجد، احمد کسروی در آثار خودش این مدعا را مطرح کرده بود که مصائب ناشی از جنگ جهانی اول، یک‌سوم جمعیت ایران را به کام مرگ کشاند. مابین کسروی و محمدقلی مجد، نیکی کدی مورخ آمریکایی، در کتاب «ریشه‌های انقلاب ایران»، این مدعا را مطرح کرده است که قحطی ناشی از جنگ جهانی اول، به مرگ یک‌چهارم مردم ایران منتهی شد. البته نیکی کدی اشاره‌ای نکرده است که جمعیت ایران در آن زمان چند نفر بود.

منتقدین محمدقلی مجد، جمعیت ایران را در زمان جنگ جهانی اول نه ۲۰ میلیون نفر که ۱۰ میلیون نفر می‌دانند. اما مورخان منتقد ارقام مذکور، معتقدند اسناد تاریخی نشان می‌دهد که جمعیت ایران در جنگ جهانی اول حدود ۱۰ میلیون نفر بوده است و تقریباً یک میلیون نفر ایرانی در جریان قحطی و بیماری‌های ناشی از جنگ جان باختند.

احمدی‌نژاد و هولوکاست ایرانی

بسیاری از مردم ایران با مساله تلفات گسترده ناشی از قحطی بزرگ در ایران دهه ۱۲۹۰ خورشیدی، آشنا نبودند. در ایران، طی ۸۰ سال اخیر، بارها به کشته شدن عده‌ای از مردم معترض به کشف حجاب در مسجد گوهرشاد در دوره حکومت رضاشاه اشاره شده است اما موضوع قحطی پرتلفات دهه ۱۲۹۰، حداقل تا اواسط دهه ۱۳۸۰ خورشیدی مدعی چندانی نداشت.

محمدقلی مجد کتاب «قحطی بزرگ...» را در سال ۱۳۸۲ خورشیدی نوشته است ولی این کتاب تا پیش از روی کار آمدن دولت محمود احمدی‌نژاد شهرت چندانی در ایران بدست نیاورده بود. کتاب در بهار ۱۳۸۷ در ایران منتشر شد و مقامات دولت احمدی‌نژاد به شدت از آن استقبال کردند. برخی از مورخان و ناظران سیاسی معتقدند استقبال دولت احمدی‌نژاد از کتاب محمدقلی مجد، ناشی از واکنش‌های جهانی به انکار هولوکاست از سوی محمود احمدی‌نژاد بود.

آقای احمدی‌نژاد در چهار سال اول زمامداری‌اش با زیر سوال بردن صحت تاریخی ماجرای هولوکاست، موجی از انتقادات جهانی را علیه خودش برانگیخته بود. پس از ترجمه کتاب محمدقلی مجد در ایران، دولت احمدی‌نژاد در راستای «سیاست تهاجمی»اش علیه جهان غرب، ادعای مندرج در این کتاب را دستاویز خوبی برای مواجهه‌ای هجومی و طلبکارانه با دولت بریتانیا ارزیابی کرد. هم از این رو کتاب «قحطی بزرگ...» با استقبال دولت احمدی‌نژاد و رسانه‌های جناح اصولگرا مواجه شد و حتی بحث شکایت ایران از بریتانیا بابت نقشی که در وقوع قحطی در ایران دهه ۱۲۹۰ داشته، بارها مطرح شد؛ دعوایی که هنوز رسماً اقامه نشده است. در بین فیلمسازان همسو با جریان راست، ابوالقاسم طالبی فیلم «یتیم‌خانه ایران» را ساخت که موضوع آن، قحطی دهه ۱۲۹۰ و نقش انگلیسی‌ها در این قطحی بود؛ فیلمی که با تمجید آیت‌الله خامنه‌ای رهبر ایران مواجه شد.

کتاب «قحطی بزرگ...» چه می‌گوید؟

اگرچه دولت احمدی‌نژاد و اصولگرایان از کتاب «قحطی بزرگ...» استقبال کرده‌اند ولی محمدقلی مجد مورخی مستقل و ساکن ایالات متحده آمریکا است که در حوزه تاریخ معاصر ایران پژوهش می‌کند. جان کلام او در کتاب «قحطی بزرگ...» این است که در جریان جنگ جهانی اول، ۸ میلیون نفر یعنی حدود ۴۰ درصد از مردم ایران در اثر قحطی مردند و عامل اصلی وقوع این قحطی نیز عملکرد دولت بریتانیا در ایران بود. آقای مجد گفته است که مدارک و اسناد موجود در وزارت خارجه آمریکا، مبنای کتابش بوده‌اند. او معتقد است کتاب‌هایش توسط لابی بریتانیا بایکوت شده‌اند. دیگر اثر ضد انگلیسی آقای مجد «بریتانیا و رضاشاه: غارت ایران» نام دارد.

محمدقلی مجد در سال ۱۳۸۲ در گفت‌وگو با فصلنامه «تاریخ معاصر ایران» (شماره ۲۵) درباره کتاب «قحطی بزرگ...» گفته است: «به نظر مي رسد من اولين کسی هستم که از اسناد علنی شده آمريکايی برای بررسی تاريخ ايران در طول سال‌های ۱۹۲۱ -۱۹۴۱ استفاده کرده‌ام. اسناد وزارت خارجه آمريکا متعلق به سال های ۱۹۲۱ -۱۹۴۱ حدود ۳۰ سال پيش در اختيار محققين قرار گرفت.»

وی تاکید کرد: «روشن است که تعدادی از نويسندگان از وجود اين اسناد مطلع بودند... ولی تعجب آور است که پژوهشگران از اين اسناد استفاده نکردند و کار خود را محدود به اسناد وزارت خارجه بريتانيا نمودند. اين پرسش بجاست که چرا آن ها بر اسناد آمريکايی چشم پوشيدند؟ قحطی بزرگ در زمانی اتفاق افتاد که سراسر ايران در اشغال نظامی انگليسی‌ها بود. ولی انگليسی‌ها نه تنها هيچ کاری برای مبارزه با قحطی و کمک به مردم ايران نکردند، بلکه عملکرد آن ها اوضاع را وخيم‌تر کرد و سبب مرگ ميليون‌ها نفر از ايرانيان شد.»

آقای مجد همچنین افزود: «درست در زمانی که مردم ايران به دليل قحطی نابود می‌شدند، ارتش بريتانيا مشغول خريد مقادير عظيمي غله و مواد غذايی از بازار ايران بود و با اين کار خود هم افزايش شديد قيمت مواد غذايی را سبب می‌شد و هم مردم ايران را از اين مواد محروم می‌کرد. جالب‌تر اين که انگليسی‌ها مانع واردات مواد غذايی از آمريکا، هند و بين‌النهرين به ايران شدند. به علاوه، در زمان چنين قحطی عظيمی، انگليسی‌ها از پرداخت پول درآمدهای نفتی ايران استنکاف ورزيدند. چنين اقداماتی را قطعاً بايد جنايت جنگی و جنايت عليه بشريت به شمار آورد. هيچ ترديدی نيست که انگليسی‌ها از قحطی و نسل‌کشی به‌عنوان وسيله‌ای برای سلطه بر ايران استفاده می‌کردند.»

در مجموع، محمدقلی مجد این چهار عامل را علل قحطی تلفات هشت میلیونی قحطی در ایران دهه ۱۲۹۰ می‌داند: «خرید گسترده مواد غذایی توسط انگلیسی‌ها، وارد نکردن مواد غذایی از هند و بین‌النهرین، ممانعت از ورود غذا از آمریکا، نپرداختن درآمدهای نفتی به ایران.»

با این حال کتاب محمدقلی مجد با استقبال مورخان و ناشران خارجی مواجه نشده است. علیرغم اینکه کتاب وی بر پایه اسناد وزارت خارجه آمریکاست، به گفته خود آقای مجد، حتی مورخان آمریکایی هم از کتاب‌های وی («قحطی بزرگ...» و «بریتانیا و رضاشاه: غارت ایران») استقبال نکرده‌اند. خود وی درباره این موضوع می‌گوید: «واکنش نسبت به انتشار کتاب‌های من در برخی از محافل دانشگاهی آمريکا و به خصوص بريتانيا فوق العاده خصمانه و نامطبوع بود. تعدادی از نويسندگان انگليسی و آمريکايی- به‌ويژه استفانی کرونين، پاتريک کلاوسون، ونسا مارتين، و مايکل زرينسکی- مقالات بسيار خصمانه و کينه توزانه‌ای عليه من نوشتند... بسياری از ناشرين دانشگاهی آمريکا حتی حاضر نشدند اين کتاب را تورق کنند.» (همان منبع)

پاره‌ای از توضیحات محمدقلی مجد درباره عدم اقبال مورخان به کتابش، به‌نظر توطئه‌اندیشانه است. مثلاً وی در گفت‌وگو با همان نشریه گفته است: « نه تنها يک سيستم کاملاً سازمان يافته بايکوت کتاب در غرب و ايران وجود دارد بلکه يک سيستم بسيار مؤثر و سازمان يافته سانسور هم وجود دارد که تلاش می‌کند از انتشار کتاب در نقد انگليسی‌ها و پهلوی‌ها ... جلوگيری شود ... تجربه من با انتشارات دانشگاه کرنل بسيار روشنگرانه است. اين بنگاه انتشاراتي در سال گذشته کتابی دربارۀ نسل‌کشي در رواندا چاپ کرده بود که بسيار شهرت يافت. ولي همين ناشر حاضر نشد حتی کتاب من را ببيند ... سرانجام، انتشارات دانشگاه دولتي نيويورک حاضر شد کتاب من را بررسی کند. بعد متوجه شدم که اين کتاب براي بررسی به افراد زير داده شده است: دکتر فرهنگ رجايی (مدرس علوم سياسی در دانشگاه کارلتون کانادا) و دکتر مونيکا رينگر (مدرس تاريخ در کالج ويليام و دبير اجرايي انجمن موسوم به مطالعات ايرانی). طبعاً انتظار می‌رفت کتابی که بيانگر نسل‌کشی انگليسی‌‌ها در ايران در دوران جنگ اوّل جهانی است، علاقه فراوانی را در ميان خوانندگان ايرانی و خارجی برانگيزاند. ولی به زودی روشن شد که دکتر فرهنگ رجايی و دکتر مونيکا رينگر به شدت نگران شده‌اند و می‌خواهند اين جنايت عظيم دولت بريتانيا عليه مردم ايران، اين بزرگ‌ترين نسل‌کشی قرن بيستم، را بپوشانند.»

مورخان ایرانی درباره تلفات ۸ میلیونی قحطی بزرگ چه گفته‌اند؟

عباس میلانی در کتاب «نگاهی به شاه»، بسیاری از آرای مطرح شده در کتاب محمدقلی مجد را محل تردید می‌داند و می‌گوید او منابعی را برگزیده است تا دیدگاه از پیش تعیین شده‌اش تایید شود.

رکسانا فرمانفرماییان، استاد تاریخ دانشگاه کمبریج، معتقد است ایران در جنگ جهانی اول یک‌پنجم جمعیتش را از دست داد. اگر جمعیت ایران را در آن زمان ۱۰ میلیون نفر در نظر بگیریم، یعنی قول اکثر مورخان، بنابراین تلفات ایران در جنگ جهانی اول ۲ میلیون نفر بوده است. اما اگر جمعیت ایران را ۲۰ میلیون نفر در نظر بگیریم، یعنی رای محمدقلی مجد، آمار مرگ و میر از نظر رکسانا فرمانفرماییان به ۴ میلیون نفر می‌رسد.

یرواند آبراهامیان گفته است: «ما آماری در اختیار نداریم. اما یک تخمین محافظه‌کارانه این است که یک دهم جمعیت در ایران در فاصله سالهای ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۱ در ایران کشته شده‌اند.» آبراهامیان شیوع آنفولانزای اسپانیایی را علت اصلی مرگ و میر در ایران دهه ۱۲۹۰ خورشیدی می‌داند. عوامل بعدی از نظر وی، بیماری وبا، خشکسالی و نهایتاً حضور نیروهای ارتش‌های عثمانی و روسیه و بریتانیا در ایران بوده است.

آیا مرگ ۱۰ میلیون ایرانی در قحطی بزرگ جنگ جهانی اول صحت دارد؟

رقم ۸ میلیون، محصول تاریخ‌نگاری غیر علمی است

تورج اتابکی، استاد کرسی تاریخ اجتماعی خاورمیانه و آسیای مرکزی در دانشگاه لیدن هلند، درباره صحت ادعای مرگ حداقل ۸ میلیون ایرانی در جریان جنگ جهانی اول، به یورونیوز می‌گوید: «تا پیش از محمدقلی مجد هیچ مورخی مدعی نشده بود جمعیت ایران در زمان جنگ جهانی اول ۲۰ میلیون نفر بوده و نیمی یا کمی کمتر از این ۲۰ میلیون نفر از بین رفته است. این ادعا در زمان ریاست جمهوری آقای احمدی‌نژاد جدی گرفته شد و بحث غرامت گرفتن در محکمه‌ بین‌المللی پیش کشیده شد. عده‌ای هم زیر علم و کتل آقای احمدی‌نژاد راه افتادند و بر رقم تلفات افزودند. یکی گفت ۸ میلیون نفر و دیگری گفت ۱۰ میلیون نفر.»

وی افزود: « یک پژوهشگر چگونه می‌‍تواند بر اساس یک روایت تاریخ یک مملکت را بنویسد؟ منابع آقای محمدقلی مجد منحصر است به آرشیو واشنگتن. در صورتی که ما باید همه روایت‌ها را در نظر بگیریم. اسناد انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها و روس‌ها را در کنار اسناد داخلی مد نظر قرار دهیم و نهایتاً روایتی بدست دهیم که یکسویه و تک‌منبعی نباشد. اسناد آرشیو واشنگتن حتماً باید مبنای تاریخ‌نگاری ما باشد ولی توجه به این اسناد نمی‌تواند ما را از در نظر گرفتن اسناد داخلی و سایر اسناد خارجی بی‌نیاز کند. در آن زمان ۷۵ درصد جمعیت ایران روستایی بود. ما از جمعیت شهرهای بزرگ ایران در آن زمان تقریبا خبر داریم. بنابراین باید بر اساس یک روش‌شناسی علمی، معلوم کنیم که آن ۷۵ درصد جمعیت روستایی ایران چند نفر بودند. اما این کار با استناد به گزارش چند دیپلمات یا سیاح آمریکایی و بدون توجه به اسناد داخلی، امکان‌پذیر نیست.»

جمعیت ایران ۲۰ میلیون نفر نبود

آقای اتابکی درباره شیوه تاریخ نگاری علمی و نتایج آن در بررسی تلفات ایران در جنگ جهانی اول می‌گوید: «مورخ اگر به علم تاریخ‌نگاری اعتقاد داشته باشد و روش تاریخ‌نگاری را در دوران دانشگاه آموخته باشد، استناد به یک روایت یا روایاتی مجعول نمی‌تواند زمینه‌ساز تصویرپردازی از یک رویداد باشد. اگر کسی معتقد باشد که ما در جنگ جهانی اول تلفاتی داشتیم (که واقعا هم داشتیم)، باید آمار و ارقامی از جمعیت ایران پیش از شروع جنگ بدست دهد. ما در آن زمان احصائیه نداشتیم. گزارش‌های ایالات و ولایات را اگر در کنار گزارش‌های پراکنده سیاحان بگذاریم، رقمی حدود ۱۰ میلیون نفر بدست می‌آید با ضریب خطای ده درصدی. این رقم بر اساس تطبیق داده‌های گوناگون بدست آمده است.»

وی اضافه کرد: «حالا اگر یک دیپلمات آمریکایی در همدان، مدعی شده باشد جمعیت ایران ۲۰ میلیون نفر است، ما به عنوان مورخ نمی‌توانیم به گزارش او استناد کنیم. ما اول باید بپرسیم این دیپلمات بر چه اساسی به این رقم رسیده است؟ یک سیاح ممکن است گفته باشد یکی دو میلیون نفر در آبادان زندگی می‌کنند. ولی این طور نبوده. جمعیت شهرهای ما در جنگ جهانی اول، بیش از چند صد هزار نفر نبود. وقتی ابتدایی‌ترین معیارهای تاریخ‌نگاری و پژوهش تاریخی از سوی بعضی از افراد رعایت نمی‌شود و آن‌ها بر اساس گزارش‌های شاهدان عینی به چنین نتایجی می‌رسند، فرد حقیقتا محقق در صحت ارقام این نوع تاریخ‌نگاری شک می‌کند.»

وی با آوردن مثال‌هایی تاکید کرد: «شاهد عینی می‌تواند بگوید در فلان خیابان اجسادی بود و من آن‌ها را دیدم. این حرف مفهوم و مقبول است. اما یک شاهد عینی نمی‌تواند بگوید جمعیت ایران ۲۰ میلیون نفر بود. این شهادت، شهادت تاریخی نیست. فقط بر اساس احصائیه‌ها می‌توان درباره تعداد کل جمعیت ایران نظر داد. آنچه از آن دوران موجود است، نشان نمی‌دهد جمعیت ایران در آن زمان ۲۰ میلیون نفر بوده باشد. آقای چارلز عیسوی، که در این زمینه صاحبنظر است، چنین رقمی را ذکر نکرده است.»

آقای اتابکی با اشاره به رشته دموگرافی و جمعیت‌شناسی افزود: «تخمین جمعیت یک فرمول ریاضی دارد. عوامل مختلفی مثل درصد مرگ و میر ناشی از پیری و بیماری و سوانح طبیعی و چندین عامل دیگر را لحاظ می‌کنند تا نهایتاً به یک رقم خاص و تقریبی می‌رسند. تخمین جمعیت به شیوه علمی، بر اساس تمام گزارش‌ها و احصائیه‌های پراکنده درباره جمعیت ایران در طول جنگ جهانی اول و نیز گزارش‌های قبل از جنگ، نشان می‌دهد که جمعیت ایران در زمان جنگ جهانی اول حدود ۱۰ میلیون نفر بوده است. این رقم با ضریب خطای ده درصد است. یعنی جمعیت ایران حداقل ۹ میلیون و حداکثر ۱۱ میلیون نفر بوده است. اینکه یک نفر از جمعیت ۱۹ میلیون نفری ایران در طول جنگ مردند، فاجعه‌بار بوده است. برای نشان دادن فاجعه، لازم نیست رقم مرگ و میر را به شکلی غیرعلمی افزایش دهیم.»

علل مرگ و میر گسترده در ایران چه بود؟

تورج اتابکی درباره علل مرگ حداقل یک میلیون ایرانی در جریان جنگ جهانی اول می‌گوید: «بیشتر این تلفات در پایان جنگ ایجاد شد. قحطی و بیماری، بخصوص آنفولانزای اسپانیایی که وارد ایران شد، علل اصلی مرگ و میر بودند. ما تلفات در میدان جنگ نداشتیم. قحطی هم علل گوناگونی داشت. خشکسالی یکی از این عوامل بود. علاوه بر این، حضور نیروهای نظامی انگلیسی و روسی و عثمانی موجب لطمه خوردن شبکه حمل و نقل ایران در آن زمان شد. نظامیان خارجی حیوانات ایران را مصادره کردند. انگلیسی‌ها در جنوب ایران شترها را مصادره کردند و روس‌ها در شمال ایران اسب‌ها را. در نتیجه قابلیت انتقال مواد غذایی از بین رفت.»

وی افزود: «مردم گندم داشتند اما نمی‌توانستند گندمشان را به نقاط مختلف کشور ارسال کنند. ترکش‌های جنگ این گونه به ایران اصابت می‌کرد. عامل بعدی، مصادره یا خرید غلات ایران توسط نظامیان خارجی بود. در شمال ایران برنج را و در جنوب ایران گندم و جو را مصادره کردند یا خریدند تا خوراک سربازانشان در جبهه‌های جنگ تامین شود. عامل دیگر، احتکار غله از سوی سرمایه‌داران ایرانی بود. محتکر ایرانی در ازای دریافت ارز خارجی، که روپیه یا روبل بود، اجازه نمی‌داد غلات در خود ایران مصرف شود.»

یرواند آبراهیامان گفته است: «بریتانیایی‌ها برای پلیس جنوب به غذا نیاز داشتند اما این نیرو آنقدر بزرگ نبود که به خاطرش قحطی به وجود بیاید.» پلیس جنوب، نیرویی نظامی بود که بریتانیا در ایام جنگ جهانی اول برای تامین امنیت در راه‌های جنوبی ایران (از اصفهان و شیراز به سمت خلیج فارس) با استفاده از داوطلبان ایرانی و تحت فرماندهی افسران انگلیسی تاسیس کرد.

اما آقای اتابکی می‌گوید: «مصادره یا خرید غلات فقط برای مصرف سربازان مستقر در ایران نبود بله برای مصرف سربازان مستقر در جبهه‌های جنگ نزدیک به ایران هم بود. ارتش‌های عثمانی و روسیه و انگلیس، خوراک سربازانشان در جبهه‌های نزدیک به ایران را حتی‌المقدور از ایران تامین می‌کردند. غلات خریداری شده، بیشتر به جبهه‌های شمال و شمال غرب و غرب کشور ارسال می‌شدند. اما چنانکه گفتم، در کنار ارسال آذوقه برای سربازان خارج از ایران، خشکسالی هم عامل موثری بود. در اوایل جنگ قحطی چندان گسترده نبود؛ با اینکه آذوقه سربازان خارج ایران با غلات ایرات تامین می‌شد. بروز خشکسالی‌های متمادی و احتکار تجار و صاحبان مزارع در داخل ایران، موجب تشدید قحطی در ایران در اواخر جنگ جهانی اول شد.»

روایت احمد کسروی تا چه حد صحیح است؟

تورج اتابکی در پاسخ به این نکته که سال‌ها قبل از دولت احمدی‌نژاد، احمد کسروی به مرگ یک‌سوم و نیکی کدی به مرگ یک‌چهارم جمعیت ایران در جریان جنگ جهانی اول اشاره کرده‌اند، می‌گوید: «آنچه درباره دولت احمدی‌نژاد گفتم، ناظر بر ریشه‌های متاخر رقم بالای مرگ و میر ایرانیان در جنگ جهانی اول بود. اما درباره ریشه‌‌های قدیمی‌تر، باید بگویم که کارهای کسروی با اینکه ارزش بسیار بالایی دارند، ولی حاوی داده‌های نادرست متعددی هستند؛ داده‌هایی که فراتر از مشاهدات عینی کسروی بودند. گزارش کسروی از مشروطه تبریز و نقش سوسیال‌ دموکرات‌های تبریز، بر اساس اسنادی که من در تفلیس دیدم، نادرست است؛ چراکه آقای کسروی گزارش ماموران خفیه عثمانی را ندیده بود. من بعد از فروپاشی شوروی موفق شدم اسناد آرشیو ملی تفلیس را ببینیم و آن‌هایی را که در بازه زمانی ۱۹۰۰ تا ۱۹۱۷ مربوط به ایران بودند، کپی کردم و به آمستردام آوردم و خوانش ماموران خفیه روس و ماموران خفیه بریتانیا را از انقلاب در تبریز، در کنار هم قرار دادم. در کنار این اسناد، خوانش کسروی و سایر خوانش‌ها هم جای خودشان را داشتند. همه اسناد را باید در کنار هم قرار داد تا معلوم شود آیا می‌توانیم به درک تازه و عمیق‌تری از یک رویداد تاریخی برسیم یا نه. بنابراین صرف آرای کسروی و خانم نیکی کدی وحی منزل نیست. ما باید همه آرا را بر اساس اسناد تاریخی موجود بسنجیم.»

آقای اتابکی درباره تمایل برخی از مورخان ایرانی به افزایش ارقام مرگ و میر ایرانیان در جنگ جهانی اول می‌گوید: «این امر تا حدی هم ناشی از بیگانه‌ستیزی ما ایرانیان است. کسروی انسان بسیار میهن‌دوستی بود و سعی کرده است روایت صادقانه‌ای از مرگ و میر ایران در جنگ جهانی بدهد ولی او هم به عنوان کسی که شاهد اشغال و چپاول ایران از سوی بیگانگان بود، آزردگی‌های خودش را داشت و ما نمی‌توانیم فقط به روایات تاریخی او استناد کنیم. مورخ باید حتی‌المقدور سیاسی‌نگری را کنار بگذارد و از موضوع مورد مطالعه‌اش، به لحاظ عاطفی فاصله بگیرد. ما درباره آمار تلفات ایران در جنگ جهانی اول، باید همان طور پژوهش کنیم که درباره آمار تلفات ویتنام در جنگ با آمریکا پژوهش می‌کنیم. این فاصله گرفتن جزو لوازم روش علمی است که در دانشگاه‌ها به دانشجویان تاریخ آموخته می‌شود. کسروی در دانشگاه تاریخ نخوانده بود و روش‌شناسی علمی‌اش خالی از مشکل نبود.»

اغراق در آمار مرگ و میر، مظلومیت ملت ایران را نادیده می‌گیرد

مجید تفرشی، مورخ و سندپژوه مقیم لندن نیز درباره ادعای مرگ و میر ۸ تا ۱۰ میلیون ایرانی در جریان جنگ جهانی اول به یورونیوز می‌گوید: «در دوران آقای احمدی‌نژاد، یک مساله مهم تاریخی تبدیل شد به دستمایه‌ای برای پیش بردن دعواهای سیاسی. در اصل وقوع این قحطی هیچ تردیدی نیست ولی استفاده ابزاری از این موضوع، به اهمیت آن لطمه زد. اختلاف من با آقای محمدقلی مجد نه بر سر اصل موضوع بلکه بر سر ابعاد موضوع است.»

وی افزود: «اینکه قریب به ۱۰ میلیون ایرانی در جریان آن قحطی مرده باشند، مطلقاً با آمار مربوط به جمعیت ایران جور درنمی‌آید. به هر حال اینکه بگوییم در آن زمان ۱۰ میلیون ایرانی نمردند، اصلاً در جهت نفی مظالم بریتانیا در ایران نیست. اتفاقاً اغراق در آمار مرگ و میر و کشتار، موجب نادیده گرفته شدن اصل مظلومیت ملت ایران در مواجهه با مظالم اشغالگران انگلیسی و روسی و آلمانی است. یعنی دیگران فکر می‌کنند باقی حرف‌های ما هم مثل همین آمار عجیب و غریب است! در هر صورت جمعیت ایران در آن زمان ۱۰ میلیون نفر تخمین زده می‌شود.»

وی با اشاره به اینکه در آن دوران سرشماری وجود نداشت افزود: « نمی‌توان به طور دقیق گفت جمعیت ایران چقدر بوده است. در آن دوران فقط جمعیت چند شهر بزرگ سرشماری شده بود: تهران و تبریز و اصفهان و مشهد. البته این سرشماری‌ها هم دقت نسبی داشتند. نکته مهم این است که در کل کشور سرشماری صورت نگرفته بود و تا قبل از حکومت رضاشاه، آمار جمعیت کل کشور را نداشتیم. جمعیت مناطق شهری را به طور نسبی می‌دانستیم. با در نظر گرفتن مجموع این عوامل، من فکر می‌کنم رقم مرگ و میر باید یک میلیون نفر بوده باشد.»

وی درباره نظر سایر مورخان در این باره گفت: «درباره رقم بین مورخین اجماعی وجود ندارد ولی رای غالب یک تا سه میلیون است. ارقام ذکر شده از سوی هوشنگ صباحی و رکن‌زاده آدمیت و مورخ‌الدوله سپهر و ملک‌الشعرای بهار در همین محدوده است. کسروی هم به مرگ یک‌سوم مردم ایران در اثر قحطی اشاره کرده، احتمالاً جمعیت ایران را چیزی در حدود ۹ میلیون نفر می‌دانست. یعنی او هم احتمالاً به مرگ ۳ میلیون ایرانی در اثر قحطی اعتقاد داشت نه بیشتر. البته من ندیده‌‌ام که کسروی در جایی تصریح کرده باشد جمعیت ایران چقدر است اما بعید است در آن زمان کسی معتقد بوده باشد جمعیت ایران بیش از ۱۰ میلیون نفر است.»

آقای تفرشی در پاسخ به این سوال که آیا آماری از تعداد مردگان گرفته می‌شد، می‌گوید: «در گزارش‌های روزنامه‌های آن زمان، ارقامی ذکر شده است که شهر به شهر یا منطقه به منطقه چند نفر در اثر قحطی و بیماری مرده‌اند اما رقم تلفات به صورت سراسری در کل کشور احصاء نشده است. مردم در آن دوران شناسنامه هم نداشتند و این امر نیز در ثبت نشدن تعداد دقیق تلفات قحطی موثر بود.»

آقای تفرشی درباره عوامل ورود آنفولانزای اسپانیایی به ایران می‌گوید: «نظامیان و پناهندگان و تجار و کشتیرانان و زائران، همگی در انتقال آنفولانزای اسپانیایی به ایران نقش داشتند. منشا این بیماری اسپانیا بود ولی لزوماً از اروپا وارد ایران نشده بود بلکه ممکن است از مناطق دیگر هم وارد ایران شده باشد.»

آیا احمدشاه جزو محتکران بزرگ بود؟

مورخان گفته‌اند که محتکرین داخلی، یکی از عوامل تشدید قحطی در ایران در طول جنگ جهانی اول بودند. در راس این مورخین، نام احمدشاه نیز ذکر شده است. مجید تفرشی در پاسخ به این سوال که آیا واقعاً پادشاه مملکت یکی از محتکرین بزرگ جامعه ایران در آن زمان بوده است، می‌گوید: «این شایعه در آن زمان و بعدها مطرح بود که احمدشاه غله احتکار می‌کرد. در تاریخ‌‌نگاری دوران پهلوی هم بر این مدعا تمرکز خاصی صورت گرفت. روایت خود خاندان قاجار این است که احمدشاه اراضی و محصولاتی داشت و مثل هر تاجر دیگری، می‌خواست غله‌اش را در زمان مطلوب بفروشد. در اینکه احمدشاه املاک و محصولاتی داشت و هنگام نیاز جامعه از فروش آن‌ها خودداری کرد، تردیدی نیست ولی اینکه غله می‌خرید و احتکار می‌کرد، مورد تردید است.»

آیا مرگ ۱۰ میلیون ایرانی در قحطی بزرگ جنگ جهانی اول صحت دارد؟

قحطی چند سال طول کشید؟

آقای تفرشی درباره زمان حاکمیت قحطی در ایران می‌گوید: «قحطی از قبل از جنگ شروع شد و تا بعد از جنگ ادامه یافت. در واقع قحطی از آغاز ۱۲۹۳ شروع شد تا پایان ۱۲۹۷. اما از نیمه دوم سال ۱۲۹۳، قحطی تشدید شد و اوج آن هم مختص سال‌های ۱۲۹۶ و ۱۲۹۷ بود. البته مرگ و میر ناشی از قحطی فقط مختص ایران نبود. در بقیه کشورهای منطقه هم وجود داشت. در لبنان هم قحطی بزرگی پدید آمد و مرگ و میر زیادی هم به بار آورد. در همه مناطق اشغال شده جنگ جهانی اول کم و بیش قحطی وجود داشت.»

خشکسالی عامل اصلی قحطی نبود

مجید تفرشی درباره علل اصلی وقوع قحطی در ایران می‌گوید: «جنگ و کمبود ارزاق و کمبود نقدینگی یعنی فقر مردم عوامل اصلی قحطی بودند. خشکسالی عامل اصلی نبود. بین کمبود ارزاق و فقر مردم نیز، فقر عامل مهم‌تری بود. در واقع مردم امکان خرید نداشتند.»

برخی از مورخان هم گفته‌اند مصرف تریاک در افزایش تلفات در ایران نقش مهمی داشته است. آقای تفرشی درباره این ادعا می‌گوید: «تعداد معتادان ایران در زمان جنگ افزایش محسوسی نداشت. تریاک نمی‌تواند عامل مهمی بوده باشد و اصولاً تریاک کسی را نمی‌کشد!»

منبع: یورونیوز، هومان دوراندیش


sendبازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
info@sabairan.com : ایمیل مستقیم
شماره پیامک : 30008700
نام:
ایمیل:
* نظر:
طراحی و تولید: ایران سامانه